لسان الملك سپهر
350
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
خطبه ابو طالب پس ابو طالب عليه السّلام آغاز خطبه كرد و فرمود : الحمد للّه ربّ هذا البيت الّذى جعلنا من زرع ابراهيم و ذرّيّة اسماعيل و انزلنا حرما آمنا و جعلنا الحكّام على النّاس و بارك لنا فى بلدنا الّذى نحن فيه ، ثمّ ابن اخى هذا لا يوزن و برجل من قريش الّا رجح به و لا يقاس به رجل الّا عظم عنه و لا عدل له فى الخلق و ان كان مقلّا فى المال فانّ المال رفد حائل و ظلّ رايل و له فى خديجة رغبة و لها فيه رغبة و لقد جئناك لنخطبها اليك برضاها و امرها و المهر علىّ فى مالى الّذى سألتموه عاجلة و آجلة و له و ربّ هذا لبيت خطّ عظيم و دين شايع و راى كامل . يعنى : حمد خداى را كه پروردگار خانهء كعبه است و گردانيده است ما را از اولاد ابراهيم و ذرّيت اسماعيل و جاى داده است ما را در حرم امن و امان و گردانيده است ما را بر مردمان از حكم كنندگان و مبارك گردانيده از براى ما بلد ما را كه در آن قامت داريم ، پس بدانيد كه پسر برادرم محمّد بن عبد اللّه با هيچ يك از مردم قريش سنجيده نمىشود ، مگر آنكه فزونى دارد و با هيچ مردى قياس نمىشود جز اينكه از او بزرگتر است و او را در ميان مردم نظير نباشد و اگر مال او اندك است ، همانا مال رزقى است متغيّر ، و چون سايهاى است كه زود بگردد و او را با خديجه رغبت است ، و خديجه را نيز با او رغبت باشد ، و ما آمدهايم اى ورقه كه او را از تو خواستارى نمائيم و به رضا و خواهش او و هر مهر كه خواهيد از مال خود مىدهم . آنچه در حال خواهيد و آنچه مؤجل گردانيد بر من است ، و سوگند به پروردگار خانهء كعبه كه او را بهرهاى شامل و رأيى كامل و دينى شايع است . بالجمله ابو طالب از پس اين كلمات خاموش گشت و با اينكه ورقه از علماى شريعت عيسى عليه السّلام بود ، چون آغاز پاسخ نهاد اضطرابى در سخن او پديد شد ، و از